تبليغاتX
خانم کپی

پیوندهای روزانه

دوشنبه سی ام بهمن 1385

مامااااان !

سرعت اینترنت دانشگاه هم چند وقتیه افتضاح شده ! دلمون به همین یکی خوش بود که اینم ....

نه از اون کارشون که اینترنت دانشگاه رو وصل کردند به مخابرات و فیلترینگ رو وارد دانشگاه کردند ، نه به این سرویس دهی اینترنتشون !

واقعا اگه منم یه روزی مسئول یه جایی شدم این کارا رو می کنم؟!

الان یه دونه سایت هم نمی تونم باز کنم ، میخوام اینجوری سرمو بکوبم به دیوار و ....

 

نوشته شده توسط پرستو در 15:6 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام بهمن 1385

سوتی در تلویزیون ایران !

یه خاطره از عمو پورنگ (يه صداي دخترونه)
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
- مامان!!!

حتما بقیه سوتی ها رو هم بخونید ، خیلی جالبن !


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرستو در 14:13 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385

هفت سفارش ساده اما مهم !

بیل گیتس رو که حتما می شناسید، صاحب و همه کاره شرکت بزرگ مایکروسافت.
 او در یکی از سخنرانی هایش در یکی از دبیرستان های آمریکا، به دانش آموزان گفته: در دبیرستان خیلی چیزها رو بهتون یاد نمی دهند.
 
به خاطر همین هفت تا سفارش توپ به بچه ها کرد:
 اول اینکه نسل سومی های عزیز بدانند که در زندگی همه چیز عادلانه نیست پس بهتره به جای بد و بیراه گفتن به زمین و زمان با این حقیقت کنار بیایند.
 
دوم اینکه دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می رود که به جای خودشیفتگی، کار مثبتی انجام دهید.
 
سوم اینکه بعد از دوران تحصیل کسی به شما برای استخدام رقم فوق العاده ای پرداخت نمی کند.پس برای رسیدن به پست و مقام و مال و این چیزها زحمت بکشید.
 
اصل چهارم این است که اگر فکر می کنید، آموزگارتان سخت گیر است سخت در اشتباهید چون پس از استخدام شدن متوجه می شوید که رئیس شما خیلی سخت گیرتر است. چون جناب رئیس مثل معلمتان امنیت شغلی ندارد.
 
پنجم اینکه آشپزی یا گارسونی در رستوران با غرور و شان شما تضاد ندارد. پدربزرگ های ما این جور کارها را مثل لنگه کفشی در بیابان می دانستند.
 
ششم اینکه اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، بلکه از اشتباهات خود درس بگیرید.
 
و آخری اینکه، قبل از اینکه شما متولد بشوید، والدین شما هم درست مثل شما نسل پر شر و شور بودند و اینقدرها هم که شما فکر میکنید ملال آور نبودند. پس بهتر است که چشمتان را باز کنید و این واقعیت را در نظر بگیرید.
 
منبع: موج مرده
نوشته شده توسط پرستو در 10:29 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هشتم بهمن 1385

مهم نیست که او مال تو باشد
اگر مي داني
در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش
رنگ رخسارت تغيير مي كند
و صداي قلبت
آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است
كه فقط
باشد
زندگي كند
لذّت ببرد
ونفس بكشد.


نوشته شده توسط پرستو در 18:4 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هفتم بهمن 1385

کاریکاتور

نوشته شده توسط پرستو در 19:14 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385

ن مثل نرگس !

تقدیم به بهترینم !

 

نوشته شده توسط پرستو در 22:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385

نوزادان جام جهاني و مشكل بيمارستان‌هاي آلمان

برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال در آلمان در سال 2006 بر افزايش جمعيت اين کشور تاثير فراواني گذاشته است.

به گزارش شبکه «يورونيوز»، نه ماه پس از برگزاري جام جهاني فوتبال در آلمان‌، ميزان زاد ولد در اين کشور پانزده درصد افزايش يافته است که اين رکورد جديدي در سالهاي اخير در اين کشور محسوب مي‌شود.

کارشناسان مي‌گويند، بارداري زنان در اين کشور به نخستين پيروزي تيم ملي آلمان در جام جهاني به بعد مربوط مي‌شود.
نخستين نوزاد مربوط به جام جهاني نيز پنج هفته پيش از موعد روز گذشته متولد شد و اين نوزاد دختر است.

نوزادان جام جهاني همگي قرار است در ماه مارس در آلمان متولد شوند و اين افزايش پانزده درصدي مشکلات متعددي در بيمارستان‌ها ايجاد کرده است‌، زيرا جاي کافي براي همه زايمان‌ها پيش‌بيني نشده است.
آلمان پيش از برگزاري جام جهاني پايين‌ترين ميزان مواليد را در سطح اتحاديه اروپا داشت.

جامعه‌شناسان پي برده‌اند هر چهار سال يک بار اين پديده در کشور برگزارکننده جام جهاني تکرار مي‌شود.


منبع: بازتاب فیلتر شده
نوشته شده توسط پرستو در 14:41 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385

طنز

 
خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگي: تازه توي اين سن ، هررو از بر تشخيص ميدن ! (اول بدبختي !)
سن ۱۵سالگي: ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ! ... از قيافه ی خودشون بدشون مياد !
سن ۱۶ سالگي: توي اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو مي زنن ! ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ! ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن !
سن ۱۷ سالگي: يه کمي مثلا آدم ميشن ! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند مي خونن ! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول مي خوندن !)
سن ۱۸ سالگي: هر کي رو مي بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن ! ... آخ آخ ! آهنگهاي داريوش مثل چسب دوقلو بهشون مي چسبه !
سن ۱۹ سالگي: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ! ... تيز ميشن ، ابي گوش ميدن !
سن ۲۰ سالگي: از همه شون رو دست مي خورن ! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده !
سن ۲۱ سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ! (مثلا عاقل ميشن !)
سن ۲۲ سالگي: نه ! مي فهمن که زندگي همش عشــــقه ! ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن !
سن ۲۳ سالگي: يکي رو پيدا مي کنن ! اما مرموز ميشن ! (ديدشون عوض ميشه !)
سن ۲۴ سالگي: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته ! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت !
سن ۲۵ سالگي: عشق سيخي چند ؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه ! حالا خوشگل هم باشه بد نيست !
سن ۲۶ سالگي: اين يکي ديگه همونيه که همه ی عمر مي خواستم ! ... افتخار ميدين غلامتون بشم ؟!
سن ۲۷ سالگي: آخيـــــــــــش !
سن ۲۸ سالگي: کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نمي اومدم !!!

خصوصيات دختر خانم ها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگي: تا پارسال هر کي بهشون مي گفت: چطوري ؟ مي گفتن: خوبم مرسي ! حالا ميگن: مرسي خوبم !
سن ۱۵ سالگي: هر کي بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام ! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاري و رنگ آميزي و ...!)
سن ۱۶ سالگي: يعني يه عاشق واقعين ! ... فردا صبح هم مي خوان خودکشي کنن ! ... شوخي هم ندارن !
سن ۱۷ سالگي: نشستن و اشک مي ريزن ! ... بهشون بي وفايي شده ! ... (کوران حوادث !)
سن ۱۸ سالگي: ديگه اصلا عشق بي عشق ! ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن !
سن ۱۹ سالگي: از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ! ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست !
سن ۲۰ سالگي: نه ، نه ! ... اون منو نمي خواست ! ... آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ! مي دونم !
سن ۲۱سالگي: فقط 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ! فقط !
سن ۲۲ سالگي: خوش تيپ باشه ! پولدار باشه ! تحصيلکرده باشه ! قد بلند باشه ! خوش لباس باشه ! ... (آخ که چي نباشه !)
سن ۲۳ سالگي: همه ی خواستگارا رو رد مي کنن !
سن ۲۴ سالگي: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط آلت تناسلیش بزرگ باشه ! ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه !
سن ۲۵ سالگي: آه! پس چرا ديگه هيچکي نمياد ؟! ... هر کي مي خواد باشه ، باشه !
سن ۲۶ سالگي: يه نفر مياد ! ... همين خوبه ! ... بــــــــــله !
سن ۲۷ سالگي: آخيـــــــــــش !
سن ۲۸ سالگي: کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نمي اومدي!!!
 
نوشته شده توسط پرستو در 14:18 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385

جان مادرتان غنی سازی را متوقف نکنید !

( اخيرا در محافل سياسی شايع شده که بدنبال تهديدهای جهانی٬ مقامات جمهوری اسلامی ميخواهند غنی​سازی را متوقف کنند تا آبها از آسياب بخوابد و اوضاع به حالت عادی برگردد.)

آخه این چه کار غلطی است که شما میخواهید بکنید؟ غنی سازی از نان شب هم واجب​تر است. چرا میخواهید آنرا متوقف کنید؟

 انرژی هسته​ای حق مسلم ماست. اصلا ارث پدرمان است. باید حقمان را بدهند. همانطور که رئیس جمهور محبوب​مان فرمودند پیشرفت کشور بدون دستیابی به بمب اتم محال است. شما یک نگاهی به کشورهای پیشرفته بکنید. همه​شان بمب اتم دارند. حتی کشورهای فقیر و بیچاره هم با قرض و قوله رفته​اند و بمب و کلاهک اتمی خریده​اند. مثلا همین همسایه دیوار به دیوار خودمان (پاکستان) را ببینید. رفته چند تا بمب خریده گذاشته توی حیاط خونه​اش و هی به ما پز میده. آخه تا کی توی در و همسایه خجالت نداشتن بمب اتم را بکشیم؟
آقاجان! سعادت و خوشبختی این مملکت فقط یک راه دارد و آنهم در دستیابی به انرژی هسته​ای است. تا کی میخواهیم از انرژی​های فسیلی و چراغ علاالدین و کپسول گاز و کرسی و منقل استفاده کنیم؟ ما میخواهیم آبگوشت​مان را توی راکتور اتمی بپزیم . چه عیبی دارد؟
من از مسئولین محترم جمهوری اسلامی استدعا دارم گوش به حرف این و آن ندهند و غنی​سازی را متوقف نکنند. محکم بایستند و یک قدم هم عقب نشینی نکنند.


والله بحضرت عباس ما کار و زندگی داریم. حوصله نداریم با توقف غنی سازی٬ اوضاع دوباره به حالت قبل برگردد و دوباره موش و گربه بازی​ها ادامه یابد و عمر حکومت طولانی​تر شود.

منبع: ملا حسنی

نوشته شده توسط پرستو در 15:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385

دفتر خاطرات

هواي بيرون چندان سرد هم نيست تا جلوي قدم زدن مرا در خيابان خلوت تنهايي بگيرد. آنقدر با خود كلنجار مي روم تا بالاخره خود وجودم را راضي مي كنم برگردد به آغوش گرم خانه.وضو مي گيرم و نماز مي خوانم انگار كه نمي خوانم.

 

كاش مي توانستم يك گل يخ داشته باشم. هر چند وقت ليواني آب پايش بريزم و يكي از برگ هاي ترد و شكننده ي آن را ميان دو انگشت فشار بدهم تا رنگش تيره و سياه شود. آنگاه به همسرم بگويم تو شكننده اي مثل اين. اما گل يخ نيستي؛ گل سرخي!

 

اتفاقي چشمم مي افتد به دفتر خاطراتم ؛ سال 1374  چند صفحه اي را مي خوانم.

 غرق مي شوم در صيغه ي ماضي بعيد؛

رفته بودم رفته بودي رفته بود مرده بودم مرده بودي مرده بود زنده بودم زنده بودي...

دبيرستاني مي شوم ، برادرانم كوچكتر مي شوند، مادرم زيباتر مي شود، پدرم جوان تر مي شود، دايي ام سرحال مي شود و عمويم زنده ؛ همه با هم اند و به هم سيب تعارف مي كنند...

دفتر را مي بندم. از جمعشان كه خارج مي شوم بقيه هم چون دود پراكنده مي شوند...

 

هواي بيرون خيلي سرد است براي قدم زدن مناسب نيست. در خانه مي مانم وبه جمع مردگان امروز و زندگان ديروز مي پيوندم.

نویسنده : مصطفی علی میرزایی
نوشته شده توسط پرستو در 15:25 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385

نوشته شده توسط پرستو در 14:23 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم بهمن 1385

دوربین مخفی در برخی از دانشگاهها

اخيراً گزارشهايي منتشر شده که حاکي از کار گذاشته شدن دوربين مخفي در برخي دانشگاه‌هاست.

  بر همين اساس، پايگاه خبري دانشجويان اميركبير خبر داده است كه مرتضي محمديون، معاون دانشجويي و فرهنگي دانشگاه صنعتي شاهرود در واکنش به اين خبر گفته است: اين دوربينها جهت خدمات و نظارت بهتر به دانشجويان در دانشگاه دوربين‌هايي در كتابخانه‌ها، محل سلف سرويس و مراكز كامپيوتر نصب مي‌شوند و به عنوان مثال علت نصب دوربين سلف‌سرويس اين است كه نظارت كافي بر نحوه توزيع غذا و فعاليت‌هاي قبل از توزيع غذا وجود داشته باشد!

 وي تاكيد كرده كه هدف اين طرح، تجسس در امور دانشجويان نيست.

 

پ.ن.

راستش یه چند تا از این دوربین ها تو دانشگاه ما هم نصب شده، ولی نمی دونم چرا اکثر این دوربین ها جایی نصب شدند که محل استراحت و آرامش دانشجوهاست !

نمی دونم می خوان با این کاراشون چی رو ثابت کنند؟ !

 

نوشته شده توسط پرستو در 20:36 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم بهمن 1385

۱۷محبوب ترین عدد تصادفی

ديو مونگر در سايت ساينس بلاگ تحقیقی انجام داده كه نشان می دهد دو عدد ۷ و ۱۷ محبوبترین اعداد انتخابی توسط مردم هستند. در این آزمایش او از كاربران اینترنت خواسته است كه یك عدد را به صورت تصادفی مابین اعداد ۱ تا ۲۰ انتخاب كند . همانطور كه در شكل هم پیداست از میان ۳۴۷ نفری كه جدول مذكور از آمار آنها تهیه شده حدود ۱۸ درصد افراد ۱۷ را انتخاب كرده اند یعنی چیزی حدود ۱۳ درصد از مرز نرمال بالاتر. این در حالی است كه این آمار با آمار ۳۴۷ عددی كه رایانه به صورت تصادفی انتخاب كرده است تفاوت فاحشی دارد.

نتيجه گيري :
اينكه هرگز به انتخابي كه انسان به صورت تصادفي مي كند نمي توان اطمينان كرد و در هر انتخاب سليقه خود را اعمال مي كند و واقعاً تصادفي انتخاب نمي كند!

منبع

نوشته شده توسط پرستو در 9:3 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیستم بهمن 1385

ولنتاین در ایران !

هر ساله 14 فوريه روز ولن تاين ناميده مي شود ودر آن روز دوستداران براي اثبات عشق و دوستي خود به يکديگر هديه هايي مثل شکلات وجواهراتي به شکل قلب و يا حتي نامه مي دهند.

در بعضي از کشورها مثل آمريکا بيشتر مردم در چنين روزي لباسهايي به رنگ قرمز به تن مي کنند.

اما ولن تاين چيست؟

در مورد ولن تاين چندين روايت وجود دارد که سه تا از آنها عبارتند از:

۱- در روم باستان هر ساله جشني برگزار مي شد که در اين روز نام تمام دختران آن شهر را بر روي تکه هاي کاغذي مي نوشتند و تمام اسمها را در ظرفي مي ريختند و هر پسر يکي از آن کاغذها را بر مي داشت که حاوي اسم يکي از دختران شهر بود (همان کاري که در ازدواج هاي دانشجوئي انجام مي شود!) و آن پسر و دختر براي يک سال با هم دوست مي شدند.

(البته کسي از تقلبهايي که در عهد باستان انجام مي شد خبر ندارد شايد در آن زمان نيز آقازاده هايي وجود داشتند که سعي مي کردند با تقلب و اعمال نفوذ در اين مراسم دخترهاي زيباتر را نصيب خود کنند.)

۲- در قرن سوم ميلادي حاکم روم براي اعزام مردان به جنگ مشکلي پيش روي خود ديد و آن اين بود که مردان دوست نداشتند به خاطر جنگ خانواده هاي خودرا ترک کنند.
حاکم براي از بين بردن اين مشکل حکمي داد مبني بر اين که هيچ کشيشي حق ندارد دختر و پسري را به عقد يکديگر در آورد.

در آن زمان کشيشي به نام سنت ولن تاين (st valentine) بود که به طور پنهاني دختران و پسران را به عقد همديگر مي آورد و زماني که حاکم متوجه اين نافرماني شد اين کشيش را به اعدام محکوم کرد که سرانجام سنت ولن تاين در 14 فوريه سال 269 ميلادي به دار آويختند!

۳- در روزگاري کشيشي به نام ولن تاين در زندان به سر مي برد که کشيش عاشق دختر زندانبان بود و نامه اي براي دختر مي نويسد که در آخر نامه نوشت:

((from your valentine))

و بعدها کشيش اعدام شد.

در تاريخ روم سه کشيش به نام سنت ولن تاين وجود داشته اند که هر سه نيز کشته شده اند.

در هر صورت مسئله مهم اين است که در اين روز دوستداران دوستي خود را به يکديگر اثبات مي کنند.

و اما چرا حدود هفت سال است که مراسم روز ولن تاين در ايران نيز برگزار مي شود؟

با ورود اسلام به ايران بسياري از جشنهايي را که ايرانيان باستان برگزار مي کردند از بين رفت که از جمله ي آن جشنها تيرگان و مهرگان و... بود.

مردم ايران در کل، روزهاي کمي در سال را مخصوص جشن و شادماني دارند و همين باعث شد که مردم دست نياز به سوي فرهنگ غرب دراز کنند و روز جشن ديگري را به معدود روزهاي جشن خود در ايران اضافه کنند.

هم چنين مسئولان نيز فراموش کردند که در کنار روزهايي از قبيل قدس و بزرگداشت و راهپيمايي و... روزي را نيز براي اثبات عشق و دوستي قرار بدهند !

و وجود همين خلا باعث شد که جوانان ايراني به روز جشني روي بياورند که ريشه در روم باستان دارد در حالي که مسئولان فرهنگي مي توانستند تعدادي از جشنهاي گذشته را زنده کنند.

البته اين را هم متذکر بشوم که مهم نيست اين روز در چه تاريخي برگزار شود ،مهم وجود چنين روزي درهر کشور و فرهنگي هست.

اگر در همين 14 فوريه نيز برگزار شود هم مشکلي نيست.(يک فايده هم دارد آن اين که حداقل ما ايرانيان هم در يک کار شبيه به کشورهاي ديگر عمل مي کنيم.)

در گذشته ايرانيان براي هر روز از ماه اسمي انتخاب کرده بودند و هر روز مخصوص کاري بود. از آن جمله روزهايي که مي توانستند براي روز عشق ورزي انتخاب شوند اين روزها بودند:

هرمزد روز (روز اول هر ماه): مي خور و شاد باش

بهمن روز(روز دوم هر ماه): جامه ي نو بپوش

شهريور روز(روز چهارم هر ماه): شاد باش

ماه روز(روز دوازدهم هر ماه): شراب خور و با دوستان نيکپرسشي (احوالپرسي)کن و از ماه خداي آمد کار بخواه.

سروش روز(روز هفدهم هر ماه): بختاري (آزادي و آسايش) روان خود را از سروش اهرو(مقدس) آيفت بخواه.

رام روز(روز بيست و يکم هر ماه): زن خواه و کار و رامش گير و پيش داد و ران شو تا به پيروزي و بختگي(آزادي) بازگردي.

دي بدين روز(روز بيست و سوم هر ماه): کارهاي يزشني و ستايش گري کن و زن به خانه بر و موي و ناخن پيراي جامه پوش.

مارسفيد روز(روز بيست و نهم هر ماه):جامه افزاي به دوز و بپوش و زن به زني گير که فرزند تيزوير(وير:هوش و حافظه) نيک زايد.

انيران روز(روز سي ام هر ماه): موي و ناخن پيراي و زني به زني گير که فرزند نامدار زايد.

***

هريک از اين روزها مي توانستند کانديدايي براي روز عشق ورزي و دوست داشتن باشد و البته روز ازدواج حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه(س) نيز مي توانست در بين کانديداها باشد!!!

ودر آخر اين که در ايران 30 روز عزاداري در سال وجود دارد!!!

 

نوشته شده توسط پرستو در 17:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385

کمک ...

 

یه چیزی ته دلم هست ولی نمی دونم چیه ! می خوام یه حرفی رو بزنم ، اما نمی دونم چرا هیچی به زبونم نمی آد!

دلم از یه جایی پره ، می خوام فریاد بزنم ، بغض دارم ، می خوام گریه کنم ، ولی نمی دونم چرا و واسه چی ؟!

کمکم کنید ...

 

نوشته شده توسط پرستو در 17:58 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هجدهم بهمن 1385

 

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم وستم زندگی می کنند و بر حسین می گریند که آزاده زیست و آزاده مرد !

                                                                                                               دکتر شریعتی

 

نوشته شده توسط پرستو در 20:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هجدهم بهمن 1385

زیبا شویم !

چـیـزهایــی که می خورید می تواند به زیباتر شدن شما
کـمک کند. برنامه زیبایی خود را با صبحانه، ناهار و شام
آغاز کنید.

جوانتر به نظر بیایید
بـادام خـواص فـوق العـاده ی ضد پیری دارد. نه تنها حاوی
مـیــزان زیادی ویتامین
E است (می دانید که این ویتامین
جـزء ویـتـامین هایی است که معمولاً پشت ظرف کِرِم ها
و لوازم آرایشی از آن نام می بـرنـد)، بـلـکـه حـاوی میزان
زیـادی اسـیـد چـرب هـم مـی بـاشـد (کـه بـه نــرم کــردن
پوست کمک می کند)، همچنین حاوی آنتی اکسیدان سلنیم می باشد. اما حواستان باشد که زیاد از این ماده ی غذایی نخورید. درست است که خواص زیبایی و  آرایشی زیادی دارد، اما میزان کالریش هم بالا است و ممکن است باعث چاقی شود.

ناخن هایی محکم داشته باشید
با خوردن پروتئین می توانید به ناخن هایتان استحکام بیشتری داده و آنها را تقویت کنید. پروتئین باعث ساختن کراتین (ماده ی تشکیل دهنده ی ناخن) می شود. سینه ی مرغ بدون پوست و استخوان، گوشت بوقلمون، ماهی تن و حبوبات همه در این منظور به شما کمک می کنند.

موهایی براق داشته باشید
مواد غذایی که حاوی میزان زیادی ویتامین B هستند برای براقتر کردن مو بسیار مفیدند. ویتامین B در تخم مرغ، شیر، سبزیجات، و گوشت مرغ یافت می شود. سیلیکا نیز در براق و سالم نگاه داشتن مو بسیار موثر است. پوست خیار، پیاز، جو خام و جوانه ی لوبیا منابع اصلی این ماده ی معدنی به شمار می روند.

خشکی پوستتان را از بین ببرید
ماهی به شما در این زمینه کمک زیادی می کند. ماهی (به خصوص ماهی های روغن داری مثل ماهی آزاد) حاوی اسید چرب امگا 3 می باشد که به مرطوب کردن و تقویت پوست کمک می کند.

چین و چروک پوستتان را برطرف کنید
ویتامین C سازنده ی کولاژن به راستی در برطرف کردن و از بین بردن چین و چروک موثر است. کیوی منبعی عالی از این ویتامین به حساب می آید چون تقریباً هر کیوی بیش از 100 درصد از این ویتامین را در خود دارد. ویتامین C اثرات بسیار مفیدی روی سلامتی دارد، که یکی از این تاثیرات کمک به ساختن کالوژن است. وقتی بدنتان میزان بیشتری از کالوژن در خود داشته باشد، پوست قابلیت ارتجاعی و کششی بیشتری پیدا کرده و چین و چروک راحت تر از بین می روند. منابع دیگر این ویتامین مرکبات، انبه، شهد عسل و پاپایه است.

آفتاب سوختگیتان را درمان کنید
اگر به خاطر زیاد زیر آفتاب ماندن پوستتان سوخته است، هلو و ذغال اخته بخورید. این میوه های خوشمزه حاوی میزان زیادی ویتامین E می باشند. این ویتامین به برطرف کردن قرمزی و ورم آفتاب سوختگی کمک می کند. همچنین با افزایش قابلیت کشسانی پوست، در از بین بردن چین و چروک نیز موثر است.

دندانهایتان را سفیدتر کنید
همه ی ما می دانیم که سودا، قهوه، چای و غذاهای شیرین باعث تغییر رنگ و لکه دار کردن دندانها می شوند. اما آیا می دانستید که سیب و کرفس به از بین بردن این تغیر رنگ و سفیدتر کردن دندانها کمک می کنند؟

گود رفتگی و سیاهی زیر چشمتان را از بین ببرید
هیچ کس دوست ندارد که زیر چشمهایش گود رفته و سیاه شود. اما اگر به این وضعیت دچار شده اید، از ویتامین C به همراه آهن استفاده کنید. این دو ماده با یکدیگر موثرترین راه برای از بین بردن سیاهی و گودرفتگی زیر چشم هستند. از سینه ی مرغ بدون استخوان و پوست (منبعی عالی از آهن) به همراه فلفل سبز، زرد یا قرمز (منبع ویتامین  C) استفاده کنید.

پوستتان را براق تر کنید
برای شاداب، مرطوب و سالم نگاه داشتن پوستتان آب بخورید. ممکن است تابه حال خیلی این را شنیده باشید، اما واقعاً صحت دارد. آب سموم را از بین برده و باعث رطوبت دادن به پوستتان می شود.

از سرطان پوست پیشگیری کنید
گوجه فرنگی در این زمینه بسیار موثر است چون حاوی سه آنتی اکسیدان مهم ضد سرطان است: بتا کاروتین، ویتامین C  و لیکوپن. گوجه فرنگی را به هر شکلی میتوانید استفاده کنید: خام، پخته یا حتی به شکل سُس. اگر می خواهید جذب لیکوپن را در بدنتان بالا ببرید، گوجه فرنگی را در مقدار کمی روغن زیتون بپزید .

 

نوشته شده توسط پرستو در 12:47 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم بهمن 1385

از آن من نیست

از رنجی خسته ام که از آن من نیست

بر خاکی نشستم که از آن من نیست

با نامی زیستم که از آن من نیست

از لذتی جان گرفتم که از آن من نیست

به مرگی جان می سپارم که از آن من نیست ...

 

مطلب از : داداشم

نوشته شده توسط پرستو در 13:14 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه شانزدهم بهمن 1385

فاحشه تو تنها نيستي

پرسه زدن در خيابان هاي تهران و قدم زدن در اين پياده روهاي بي انتها و شلوغ از جمله تفريحات دوران دانشجويي است. ديدن آدم هاي جورواجور و عابرين لذت خاصي دارد. لذت تماشا شدن و تماشا کردن. تماشا کردن انسان هاي متفاوت، خيابان ها و پياده روهاي رنگارنگ و…
در پياده رو که قدم مي زنم نگاهم به روسپيان کنار خيابان مي افتد که به دنبال مشتري مي گردند. اما فاحشگي و تن فروشي را تنها در قامت اين زنان ايستاده کنار خيابان نمي بينم، به جوان فروشنده نگاه مي کنم، به رفتگري که گرد و غبار را از اطرافم کنار مي زند تا راحت تر به مسيرم ادامه دهم، به راننده اتوبوس، به معلمم، به بازيگر سريال هاي تکراري شبانه و به مجريان تلويزيون. مگر اينان تن فروش نيستند؟ چه کسي مي گويد تن فروشي تنها در زنان روسپي خلاصه مي شود؟ تفاوت تنها در مختصات جغرافيايي آن جزء از بدني است که در معرض استفاده مشتري قرار مي گيرد. يکي زبانش را، ديگري بازويش را و آن يکي علمش را مي فروشد. هر کدام به ازاي فروش قسمتي از بدن خود مزدي مي گيرند و يا ميل دروني خود را ارضا مي کنند.

زن ايستاده کنار خيابان را ديگر نمي بينم، او بر خلاف ديگر تن فروشان تظاهر نمي کند و تزوير و ريا در کارش نيست؛ شغل اش را از ديگران پنهان نمي کند، او تن فروش است، همه مي دانند.

قدم زنان مسيرم را ادامه مي دهم، چشمم به پوستر هاي رنگارنگ کنار پياده رو مي افتد. اين پوستر هاي تبليغاتي نماي شهر آلوده مان را زمخت تر کرده اند. بازمانده هاي انتخابات اخيرند. نمي دانم چرا ديگر برايم مهم نيست که اسم کدامشان را از صندوق بيرون آورده اند و به شوراها فرستاده اند، باز هم تصوير زن ايستاده در کنار خيابان در ذهنم تداعي مي شود و به ياد کلمه ي اسرار آميز ”فاحشه“ مي افتم. آه پيدا کردم، برايت همکاران جديدي يافتم، چه کسي مي گويد فاحشگي تنها در فروش تن خلاصه مي شود؟ فاحشه تو تنها نيستي، بيا و ببين تن فروشان واقعي را. همان هايي که فکر و عقايدشان را به کوچکترين بهايي مي فروشند تا به نان و نوايي برسند.

ياد سال هاي گذشته مي افتم، ياد سياستمداراني که تا ديروز دم از آزادي و عدالت و برابري مي زدند، همان هايي که فرياد ظلم ستيزي شان گوش فلک را کر کرده بود، اصلاح طلبان را مي گويم. همان هايي که براي کسب چند کرسي بي ارزش شوراها حاضر شده اند به تمامي شعارهايشان پشت پا بزنند. همان هايي که به بهانه هاي مختلف از تمامي مواضع شان گام به گام عقب نشيني کردند و حالا با همان هايي نشست و برخاست مي کنند و ليست ائتلافي مي دهند که از عمده مخالفين آزادي و برابري بوده اند و سال ها خود از ناقضين اصلي حقوق بشر در کشورمان محسوب مي شده اند.

آه چه زود چهره کريه خود را نمايان کرديد، و نشان داديد اصلاح طلبي تان تنها شعاري بيش نيست و آنچه برايتان مهم است رسيدن به قدرت بوده، حال وسيله هر چه باشد مهم نيست.

دلم براي واژه ي ”اصلاح طلبي“ مي سوزد بيچاره به چه هرزگي افتاده، هر روز با يکي هم خوابه مي شود، اصلاح طلبان پيشرو، اصلاح طلبان عدالت خواه و از همه خنده دار تر اصلاح طلبان اصولگرا!!!

فاحشه تو تنها نيستي، آنجا که حتي کلمات هم به هرزگي مي افتند.

نمي خواهم به انتخابات فکر کنم، سري به اينترنت مي زنم، چشمم به مصاحبه ي رئيس جمهور پيشين محمد خاتمي در مورد انتخابات مي افتد: ”حيف است شيريني حضور مردم در انتخابات را با شبهات تقلب به کام مردم تلخ کنيم.“ در بر همان پاشنه مي چرخد که پيشترها مي چرخيد! توجيه و مصلحت باز هم آمدند تا قرباني بگيرند و چه قرباني آسانتر از ”اميد“. آقاي خاتمي چه شد آن شعارها، چه شد مردم سالاري، چه شد انتخابات آزاد، همه ي آنها را براي بدست آوردن چند کرسي بي ارزش فراموش کردي؟

باز هم اين جمله را در ذهنم مرور ميکنم ”فاحشه تو تنها نيستي.“

میلاد اسدی ، عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه خواجه نصير

 

نوشته شده توسط پرستو در 23:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه شانزدهم بهمن 1385

بدون شرح !

 

نوشته شده توسط پرستو در 11:53 |  لینک ثابت   •